خوشا به حال گياهان که عشقشان تروپيسم است گرايش به خاک گرايش به آب گرايش به نور واين شبح های پنهان در هاله های سبز را با خداوندگار پاکی رابطه ايست.سکوت حنجره شان گواه اين مدعاست زيرا که سکوت بلندترين فرياديست که در اوج بی نهايت شناخت به صفر ميگرايد.

و ای شبح پنهان در هاله ی سبز نور چشمانم روزی تو را هضم خواهد کرد.وآن روز شايد مرا نيز سکوت فرا گيرد چنان تووچنان همه دلها ی عاشق پاک که او را در تو جست و جو کردند.

/ 1 نظر / 8 بازدید
سارا

خنده دار است در بازی سنگ و باران هميشه نام خود را باران گذارده ايم و در آماج دردهای سياره های همسايه مردم کوفه بوده ايم... زير کوله بار رمزهای روی ديوار آنچه ما را مزين به نام خائن می کند سخنان بی عمل است... چه زجه ها نکشيدند و چه آهها که نگفتيم... درست مانند ياران آن از جنس بلور که در بی مهاباترين جنگ خار با گل ، بر صحه خيانتهاشان مهر زدند...